علت شورش و بسیج قبایل عرب سوریه علیه کردها

سرویس جهان- به گفته استاد دانشگاه اوکلاهمای مریکا، نارضایتی قبایل عرب در دیرالزور و حسکه بیش از آنکه صرفاً ریشه قومی داشته باشد، به بحران اقتصادی، رقابت بر سر منابع نفتی و احساس حذف از ساختار قدرت جدید سوریه بازمی‌گردد.

به گزارش کردپرس، دکتر جاشوا لاندیس، پژوهشگر برجسته مسائل سوریه در دانشگاه اوکلاهما، در تحلیلی درباره تنش‌های اخیر میان قبایل عرب و نیروهای کرد در شمال‌شرق سوریه، معتقد است که ریشه اصلی نارضایتی قبایل عرب نه صرفاً در اختلاف با کردها، بلکه در وضعیت اقتصادی، احساس محرومیت تاریخی و رقابت بر سر منابع منطقه نهفته است.

به گفته لاندیس، مرکز نارضایتی قبایل در منطقه دیرالزور، شرایط وخیم اقتصادی است؛ وضعیتی که به دلیل بی‌توجهی دولت مرکزی و انتقال منابع منطقه به پروژه‌های مورد نظر دمشق تشدید شده است. او می‌نویسد این داستان جدیدی نیست؛ در دوره حکومت بشار اسد نیز منابع نفت، فسفات و کشاورزی شمال‌شرق سوریه عمدتاً در خدمت اولویت‌های حکومت قرار می‌گرفت و اکنون نیز به نظر می‌رسد همین روند در دوره احمد الشرع تکرار می‌شود.

او اشاره می‌کند که منابع نفتی شمال‌شرق سوریه برای دمشق جذابیت زیادی دارد و دولت جدید نیز ممکن است درآمدهای این منطقه را به پروژه‌هایی که برای خود مهم‌تر می‌داند اختصاص دهد؛ از جمله تقویت ساختار نظامی کشور.

قبایل عرب چه اعتراضاتی دارند؟

به نوشته لاندیس، تحلیلگران دلایل مختلفی برای نارضایتی قبایل عرب از کردها مطرح کرده‌اند. نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) همچنان بخش‌هایی از نفوذ و ساختارهای سابق خود را در شمال‌شرق سوریه حفظ کرده‌اند، اما کاهش قلمرو و کنترل منابع طبیعی، موقعیت آنها را تضعیف کرده است.

او معتقد است که مداخله مستقیم دونالد ترامپ مانع از فروپاشی کامل قسد شد. به گفته لاندیس، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اعلام کرده بود که ترامپ شخصاً با احمد الشرع گفت‌وگو کرد تا در ژانویه مانع ادامه درگیری‌ها شود. همچنین فرانسه نیز برای متوقف کردن پیشروی نیروهای قبایل عرب به سمت مناطق کردنشین حسکه و قامشلی در فوریه وارد عمل شد.

با این حال، لاندیس آینده قسد را دشوار ارزیابی می‌کند و می‌گوید از دست دادن سرزمین و منابع طبیعی باعث شده است این نیروها ناچار به پذیرش خواسته‌های دمشق شوند. او پیش‌بینی می‌کند احمد الشرع در تلاش برای تمرکز قدرت در دمشق، به تدریج اختیارات باقی‌مانده کردها را کاهش دهد.

بحران واقعی؛ رقابت بر سر منابع

از دید لاندیس، تهدید قبایل عرب به حمله به مناطق کردنشین در واقع تلاشی برای جلب توجه به مشکلات خودشان است. قبایل انتظار داشتند پس از خروج حکومت اسد، کنترل بیشتری بر منابع منطقه داشته باشند، اما اکنون احساس می‌کنند منابع همچنان در اختیار دولت مرکزی قرار گرفته است. او می‌نویسد «: قبایل عرب برای گرفتن منابع از کردها بسیج نمی‌شوند؛ آنها ناراضی‌اند که دمشق این منابع را از آنها گرفته است.»

در همین چارچوب، قرارداد ۲۵ ساله شرکت آمریکایی HKN Energy برای مدیریت و بهره‌برداری از میدان‌های نفتی شمال‌شرق سوریه، از جمله میدان‌های رمیلان در استان حسکه، به یکی از عوامل حساسیت‌های منطقه تبدیل شده است.

احساس حذف قبایل از ساختار قدرت

لاندیس معتقد است قبایل عرب احساس می‌کنند در ساختار جدید سوریه نیز مانند گذشته کنار گذاشته شده‌اند. به گفته او، بسیاری از مدیران و مقام‌های جدید در مناطق شمال‌شرق سوریه از حلقه نزدیک به ادلب منصوب شده‌اند، نه از میان رهبران قبایل محلی.

او می‌نویسد قبایل از این وضعیت ناراضی‌اند، اما توانایی رویارویی مستقیم با دولت مرکزی را ندارند؛ بنابراین خشم خود را متوجه کردها می‌کنند. به باور لاندیس، دمشق نیز ممکن است از این نارضایتی برای اجرای سیاست قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» استفاده کند.

نقش اشتباهات قسد

لاندیس بخشی از مسئولیت وضعیت کنونی را متوجه مدیریت قسد و اداره خودگردان شمال و شرق سوریه می‌داند. او مقایسه می‌کند که احمد الشرع زمانی که بر ادلب حکومت می‌کرد، اقداماتی مانند ساخت دانشگاه ادلب، ایجاد مراکز آموزشی نظامی و توسعه مراکز اقتصادی مانند بازارهای سرمدا را دنبال کرد؛ پروژه‌هایی که اکنون به زیرساخت‌های مهم منطقه تبدیل شده‌اند. اما به گفته او، اداره خودگردان شمال و شرق سوریه، با وجود دریافت حمایت مالی آمریکا و کنترل بزرگ‌ترین منابع نفتی سوریه، نتوانسته پروژه‌های توسعه‌ای ماندگاری ایجاد کند.

لاندیس می‌نویسد: «قسد جایگاه زنان را ارتقا داد، اما مدارس فنی و مراکز آموزشی تخصصی کمی ایجاد کرد.» در مقابل، دانشگاه ادلب اکنون فارغ‌التحصیلانی در رشته‌های شریعت و حقوق تولید می‌کند که به سراسر سوریه فرستاده می‌شوند تا در ساختار اداری جدید نقش بگیرند.

اختلافات درون قبایل عرب

لاندیس همچنین به اختلافات داخلی میان قبایل عرب اشاره می‌کند. قبایل عُقَیدات (عگیدات) توانسته‌اند برخی جایگاه‌های مهم امنیتی و سیاسی به دست آورند؛ از جمله انتصاب حسین السلامه، از اهالی شهر الشحیل، به مقام امنیتی بالا و کسب سهمیه‌هایی در پارلمان جدید سوریه.

با این حال، برخی رهبران عشایر مانند عمار الحداوی معتقدند دولت مرکزی همچنان کنترل منابع محلی را حفظ کرده و وعده تمرکززدایی واقعی عملی نشده است. در مقابل، قبیله بزرگ بگّاره نتوانسته سهم متناسبی در ساختار رسمی دولت جدید به دست آورد و رهبران آن، دولت را به حاشیه‌راندن عمدی این قبیله متهم کرده‌اند. اگرچه برخی چهره‌های این قبیله مانند شیخ نواف البشیر از احمد الشرع حمایت کرده‌اند، اما نقش رسمی گسترده‌ای در مراکز تصمیم‌گیری به آنها داده نشده است.

فقر تاریخی شمال‌شرق سوریه

به نوشته لاندیس، شمال‌شرق سوریه با وجود برخورداری از منابع نفت، کشاورزی و مواد معدنی، همواره یکی از فقیرترین مناطق کشور بوده است. او یادآوری می‌کند که در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳، زمانی که دولت اسد کنترل بخش‌هایی از منطقه را از دست داد، برخی قبایل عرب توانستند کنترل چاه‌های نفت و منابع محلی را به دست گیرند و نیروهای کرد را از بخش‌هایی از منطقه عقب برانند. اما ثروتی که انتظار داشتند از این منابع به دست آورند، اکنون تقریباً ناپدید شده است.

جمع‌بندی

از نگاه جاشوا لاندیس، شورش یا بسیج مسلحانه قبایل عرب علیه کردها در شمال‌شرق سوریه را نمی‌توان صرفاً یک درگیری قومی دانست. این بحران حاصل ترکیبی از عوامل است:

  • محرومیت اقتصادی تاریخی شرق سوریه؛
  • رقابت بر سر کنترل نفت و منابع طبیعی؛
  • احساس حذف قبایل عرب از ساختار قدرت جدید؛
  • ضعف پروژه توسعه‌ای اداره خودگردان؛
  • تلاش دمشق برای تمرکز دوباره قدرت؛
  • و استفاده احتمالی دولت مرکزی از شکاف‌های عربی-کردی برای کنترل منطقه.

به باور او، مسئله اصلی قبایل عرب بیش از آنکه «کردها» باشند، احساس تداوم همان الگوی قدیمی است: اینکه منابع شمال‌شرق سوریه در اختیار دیگران قرار می‌گیرد، اما مردم محلی همچنان فقیر باقی می‌مانند.

منبع: صفحه شخصی دکتر جاشوا لاندیس شبکه ایکس

کد مطلب 2797631

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha